فاضل نظری از شعرای جوانی است که اولین مجموعه شعری خود را با نام " گریه های امپراطور" در سال 1383 منتشر کرد.

مجموعه دوم اشعار ایشان دو سال بعد با عنوان " اقلیت" چاپ و روانه بازار شد.
در سال 88 با چاپ سومین اثر این شاعر جوان با نام " آن ها"، مجموعه سه گانه فاضل نظری منتشر شد که با استقبال خوب مخاطبین مواجه شد.
اما به تازگی مجموعه چهارم شعر نظری با عنوان "ضد" منتشر و در نمایشگاه کتاب سال 92 عرضه گردید که شامل غزلیات ایشان است.

در کتاب ضد، ۵۱ غزل از فاضل نظری چاپ شده که حدود ۱۰ تای آنها  بیشتر برایم شیرین نبود. آنچه که در غالب غزل های این کتاب می بینید، فضای افسرده ای است که شاید حال شما را بگیرد!

مثلا چند نمونه از مطلع غزل های این کتاب را مثال می زنم:

* غمخوار من به خانه غم ها خوش آمدی/با من به جمع مردم تنها جمع مردم تنها خوش آمدی (اولین غزل-ص ۱۱)

* من آسمان پر از ابرهای دلگیرم/ اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم (ص ۲۷)

* فردا اگر بدون تو باید سحر شود/ فرقی نمی کند شب من کی سحر شود (ص ۳۷)

* تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است/ زندگی در دوستی با مرگ عالی تر شده است(ص ۴۳)

البته چند غزل عاشقانه و دلنشین هم دارد که به دلم نشست. مثل این:

شور دیدارت اگر شعله به دل ها بکشد/ رود را از جگر کوه به دریا بکشد

گیسوان تو شبیه است به شب، اما نه! / شب که اینقدر نباید به درازا بکشد...

غزل صفحه ۷۷ با نام "عاشقان" هم نمونه عالی شعر فاضل نظری است که درباب حادثه کربلا سروده است:

با لبان تشنه آن ساعت که افتادی به خاک

لم تقُل شی سوا قُم یا اخا ادرک اخاک

مشک دور از دست گریان است و قدری دورتر

مانده در صحرا لبی خندان و جسمی چاک چاک

عندما کل یرون الموت احلی من عسل

خاک گلگون را نمی شویند جز با خون پاک

کل من فی الموکب قال خذینی یا سیوف

تشنگان عشق را از جان فدا کردن چه باک

یلمع النور الذی سماه مصباح الهدی

تا قیامت می درخشد این چراغ تابناک

داوری عادل تر از تاریخ در تاریخ نیست

نور هرگز در شب ظلمت نمی گردد هلاک