مروری اجمالی بر چند اثر از سیدناالشهید آوینی

سیدشهیدان اهل قلم

درک عالم سیدنا مرتضای آوینی کاری ساده نیست. آوینی را سید شهیدان اهل قلم خوانده اند و این لقب شاید تنها یکی از وجوه وجودی سید مرتضی را به تصویر بکشد.

مرتضای آوینی تراز روشنفکری و هنرمندی انقلاب اسلامی بود. در دوره ای که روشنفکری خلاصه شده در تفکر مدرن و ماده انگاری خلاصه می شد، آوینی مقالات توسعه و مبانی تمدن غرب را می نوشت و از فساد سینمای سرمایه داری می گفت.

روایت فتح او ماندگار شد و تا یاد و خاطره دفاع مقدس باقی است، روایت فتح هم به عنوان سند تصویری رشادت و هنرمندی بزرگمردان  آسمانی هست.

اما آوینی بزرگ را در کتاب هایش بهتر می توان شناخت. در این نوشتار معرفی اجمالی خواهیم داشت بر چند کتاب مطرح شهید آوینی:

دوره سه جلدی " آینه جادو " مجموعه مقالات سینمایی شهید آوینی است و تنها کتابی است که در زمان حیات وی و با نظارتش منتشر شده است. این مجموعه سه جلدی هم تجربیات آوینی از مستندسازی و فیلم سازی است و هم برداشت ها و دیدگاه های وی درباره ابعاد وجودی سینما که البته با نگاهی فلسفی و عرفانی نگاشته شده است.

" توسعه و مبانی تمدن غرب " کتابی است در باب غرب شناسی که مقوله توسعه و نسبت آن را با تفکر دینی و انقلاب اسلامی واکاوی می کند. این اثر که مجموعه مقالات است در سال های آخر دهه 60 نوشته شده و منبع خوبی برای شناخت مبانی تمدن غرب است.

یکی از پر مخاطب ترین آثار منتشر شده از شهید آوینی "حلزون های خانه به دوش " است. این کتاب که بر خلاف سایر کتاب ها کمتر تعابیر فلسفی و عرفانی و اصطلاحات پیچیده در آن دیده می شود، مقابله ای است که آوینی با جریان منورالفکری مدعی در آن دوران داشته است. محتوای کتاب، مقالاتی است که آوینی در پاسخ به مقالات و یا در نقد دیدگاه ها و عملکرد جریان منورالفکری و در ماهنامه سوره منتشر می کرد.

به جرات می توان یکی از بهترین و گیرا ترین کتاب هایی که در باب کربلا و واقعه عاشورا نگاشته شده را " فتح خون " مرتضای آوینی نامید. فتح خون دو جنبی است. یک جنبه به شرح وقایع و ماجراهای سال 60 و 61 هجری می‌پردازد و جنبه دوم که از زبان سیدشهید آوینی روایت می‌شود، نوعی تحلیل عمیق و انقلابی از همان وقایع و ماجراهاست و در واقع بخش برجستة کتاب نیز همین تحلیل متفاوت سید است‌.

آوینی در این نوشتار، کربلا را نه یک واقعه تاریخی که یک حقیقت و آزمون بزرگ برای هرکسی در هر دوره ای می داند. سید شهید کربلا را تکرار شدنی می داند. فتح خون در 10 فصل نوشته شده است.

اگر مجموعه روایت فتح را دیده اید و می خواهید متن گفتارهای شهید آوینی را هم بخوانید، کتاب "گنجینه آسمانی" این کار را کرده است. مجموعه گفتارهای آوینی در مستندات روایت فتح به همت موسسه روایت فتح پیاده شده و با عنوان گنجینه آسمانی منتشر شده است.

از دیگر کتاب های منتشر شده آوینی، "رستاخیز جان " است. این کتاب ارزشمند مجموعه‌ای است از مقالات آوینی با موضوع هنر، ادبیات و فرهنگ. مقالات این کتاب در چهار بخش دسته ‌بندی شده و مباحثی چون نوروز و فرهنگ ایرانی، هنر و ارزش ها، تاثیرات ویدئو و ... را شامل می شود.

اما اعتقادات سیاسی و اندیشه حکومتی سیدنا آوینی را در کتاب " آغازی بر یک پایان " باید جستجو کنید.
آغازی بر یک پایان در چهار بخش تنظیم شده است. بخش اول نوشته هایی در سوگ امام خمینی (ره) و تبیین جایگاه ایشان در« تاریخ حیات باطنی انسان » است. بخش دوم چند مقاله درباره مبانی حکومت دینی و نظام ولایت فقیه ، خصوصاً‌ در تقابل سیاسی در عالم متجدد و غربی را در بر می گیرد. بخش سوم کتاب به فاجعه نسل کشی مسلمانان در بوسنی و هرزه گوین اختصاص دارد و تشکیل «امت متحد اسلامی » به مثابه راهی برای مواجهه با «‌سیطره نظم نوین و آمریکایی بر جهان » پیشنهاد شده است. و بالاخره در بخش چهارم و پایانی کتاب، نگارنده انقلاب اسلامی ایران را دلالتی تأویلی بر سپری شدن عصر تمدن غرب می داند و بشارت می دهد که تا «آن وضع موعود که انسان در انتظار اوست فاصله ای چندان باقی نمانده است.»

از دیگر آثار شهید آوینی، سفر به سرزمین نور، شهری در آسمان، فردایی دیگر، مرکز آسمان و نسیم حیات است که جای خواندن دارد.

{ این نوشتار با بهره گیری  اندکی از سایت پاتوق کتاب نوشته شده است. }

پی نوشت......
* این فیلم را حتما ببینید: (شهید سید مرتضی آوینی)

فصل کبوتر

رمان فصل کبوتر کاری است از نویسنده پرکار، آقای حسین فتاحی که سال 1389 انتشارات سوره مهر در 176 صفحه به چاپ رسانده است.


رمان فصل کبوتر داستان جوانی است به نام حجت که سال ها پیش پدرش توسط یک امریکایی در یک تصادف کشته شده است. حجت در کارگاه مبل سازی یک ارمنی به نام موسس کار می کند. او خواستگار دختر خاله اش مهری است اما پدر زنش، آقارضا، ازدواج حجت با مهری را مشروط به شغل خوب و پردرآمد می کند. او با احد، پسر همسایه شان آشنا می شود که دانشجوی اخراجی و یک انقلابی است. احد برای حجت روشنگری هایی می کند و حجت متوجه می شود که موسس از آمریکایی ها و اسراییلی ها سفارش کار می گیرد. همچنین متوجه می شود که رژیم به اسراییل کمک می کند. فعالیت های انقلابی حجت باعث می شود موسس او را از کار گاه اخراج کند. حجت و احد که حالا به مبارزین انقلابی تبدیل شده اند با کمک هم یک کارگاه تولیدی پشتی راه اندازی می کنند و اعلامیه ها را در داخل پشتی ها جاسازی کرده و به شهرستان ها ارسال می کنند. آنها طی نقشه ای در جریان 15خرداد یکی از انبارهای آمریکایی ها را به آتش می کشند که در این عملیات حجت زخمی می شود و ...
راوی داستان فصل کبوتر، دانای کل بیرونی است و این راوی تا انتهای داستان به طور ثابت حفظ می شود.
داستان پرشخصیت نیست، حجت، مهری، کوکب، شهنازی، موسس ارمنی، اوس محمود، آقارضا، زینت، خاله طلعت، احد، هوشنگ، محمدآقا و هادی تمام شخصیت های حاضر در داستان هستند و البته پدر حجت و قاتل او نیز شخصیت های غایب داستان محسوب می شوند.
نویسنده در پردازش شخصیت های داستان، بیشتر به تیپ سازی اجتماعی دست زده تا خلق شخصیت های عمیق. در واقع شخصیت ها برای رفع نیاز داستان به شکل گیری وقایع بوجود می آیند. اگر اوس محمود هست، صرفاً برای حضور یک واسطه بین موسس و حجت خلق شده و کاربرد دیگری ندارد. این مساله درمورد هوشنگ و هادی و محمدآقا هم به همین شکل صدق می کند و هیچ یک از شخصیت ها عمق خاصی ندارند.

فصل کبوتر در زمره رمان های انقلاب است و موقعیت انقلاب اسلامی را در متن خود جای داده است.
داستان با یک گره شروع می شود و آن، پکر و دمغ بودن حجت و غر زدن خواهرش از دست خاله طلعت است. گره ای که گرچه خیلی زود باز می شود اما مخاطب را به دنبال خود می کشاند.

حجت که شخصیت اصلی داستان محسوب می شود، سیر تحول درونی خود را تا انتهای داستان طی می کند. او یک جوان سر به زیر و اهل کاری است که دغدغه اش فراتر از ازدواج با دختر خاله اش نمی رود، آشنایی او با احد وی را ابتدا درباره محیط کاری اش و سپس نسبت به فضای کشور و مسائل سیاسی حساس می کند و تا جایی پیش می رود که دست به یک عملیات مسلحانه علیه امنیت کشور می زند.

حجت در این داستان قهرمان نیست، او فقط یک شخصیت است و مولفه های قهرمان بودن را ندارد.
نکته مهم اینکه حجت در طول داستان یک مبارز انقلابی به نظر نمی رسد و اگر نویسنده چنین قصدی داشته، به جرات می توان گفت که از پس آن بر نیامده است. پدر او توسط یک امریکایی زیر گرفته شده و با توجه به قانون کاپیتولاسیون، قاتل در ایران محاکمه نشده است. ضمن اینکه علت بسیاری از مشکلات خانواده آنها، نداشتن پدر است. طبیعتاً چنین پسری باید یا در فکر انتقام از قاتل پدرش باشد و یا حداقل کینه و نفرت از مسببین این قتل همیشه در دلش زنده باشد. اما چنین چیزی در داستان مشاهده نمی شود. به عنوان مثال وقتی موسس درباره بانکی که قرار است با آن قرارداد کاری بندند با حجت صحبت می کند و می گوید این بانک مال یکی از سرمایه دارهای مایه دار امریکایی است، مخاطب حداقل منتظر واکنش احساسی و درونی حجت به عبارت " سرمایه دارهای مایه دار آمریکایی " است، اما کوچکترین واکنشی از سوی حجت نمی بیند. حتی در صفحه 69 که اولین اشاره خارجی حجت به ماجرای قتل پدرش است، با سردی هرچه تمام تر آن را مطرح می کند.

حجت در حوادث سعی می کند خونسرد باشد. او حتی در صحنه های مبارزه هم خونسرد است. هیچ دورنما و آینده ای برای فعالیت خود ندارد. حتی در عملیات انفجار در انبار آمریکایی ها هم به نظر می رسد دنبال ماجراجویی است و انگیزه انقلابی گری ندارد. در فصل 12 وقتی محمد برای او مقدمه سازی می کند تا عملیات را انجام دهد، با کنجکاوی فقط نگاه می کند و از خود می پرسد: " این کارها با وجود این همه مامور چطور امکان دارد؟ " و به خود جواب می دهد: " حتماً فکری برای انجام این کارها کرده اند. حتماً نقشه ای کشیده اند و بی حساب و کتاب کار نمی کنند. "

از طرفی، در فصل 11، تغییر مسیر زندگی اش و آشنایی با احد را مرهون مهری می داند! چرا که اگر مهری نبود، به فکر پیشرفت نمی افتاد و کارش بالا نمی گرفت و حتی با احد هم آشنا نمی شد. حجت این خوشبختی را مرهون مهری می داند و این دلیل روشنی است بر اینکه حجت اساساً انگیزه انقلابی گری و خداجویی برای فعالیت های سیاسی اش ندارد.

از سوی دیگر این انگیزه در حالی مطرح می شود که در داستان، عشق و دلبستگی حجت به مهری پرداخته نشده است و اساساً مخاطب ارتباط قلبی و عاطفی بین حجت و مهری درک نمی کند. البته باید گفت که یکی از نقاط قوت داستان فصل کبوتر، همین آمیخته نشدن با عشق و عشق بازی حجت است که اگر چنین می شد، داستان رنگ و بوی دیگری می گرفت.

در این داستان گاه کشمکش های درونی و حالت هول و ولا نیز برای حجت و یا حتی اوس محمود بوجود می آید. مثلاً در صفحه 83 پس از صحبت های احد، حجت بین ماندن یا نماندن در کارگاه موسس مردد می شود: " این افکار حجت را بیشتر سرگردان می کرد. از یک طرف پدرش بود و خون مظلومانه او ، و از طرف دیگر مادرش ، نامزدش و آینده اش. حجت خود را در میدانی می دید که طرفش یکی ایستاده بود و او را صدا می زد. یک طرف پدرش با پیکر خونین، طرف دیگر مادرش ...  حجت می دانست که حالا زمان انتخاب است؛ انتخابی سخت و سرنوشت ساز بین مادر، خاله مهری، و پدرش، مردم، دین و ...او می بایست بین ماندن در کارگاه که حالا برای او مثل ماندن در لجن زار بود و یا در میان مردم بودن و هم پای آنها بودن یکی را انتخاب کند."

همچنین در صفحه 87، بعد از اینکه اوس محمود که به دستور موسس حجت را تعقیب کرده، حقیقت را به موسس نمی گوید، با خود فکر می کند که چرا بی خود خود را به دردسر انداخته و به موسس واقعیت را نگفته است. از طرف دیگر می گوید آخر حجت هم تقصیری ندارد که بخواهد برایش پاپوش درست کند و به ضررش شود.

از ویژگی های رمان فصل کبوتر، مشخص بودن زمان و مکان است. در رمان های سبک رئال، زمان و مکان مهم است و می توان گفت یکی از شایستگی ها و قابلیت های یک رمان، مشخص بودن زمان ها و مکان های حوادث است. نویسنده با اشاره های مستقیم به حوادث واقعی انقلاب مثل تبعید امام خمینی (ره) به ترکیه و عراق، مقاله اهانت آمیز روزنامه اطلاعات، به آتش کشیدن انبار آمریکایی ها در 15 خرداد و یا نام بردن از کوچه های باریک و دراز بازار نایب السلطنه و ... گوشه هایی از تاریخ انقلاب اسلامی را ترسیم می کند.
نثر داستان ساده و خالی از اصطلاحات دشوار و یا محاوره ای است. اغلاط املایی در متن به چشم نمی خورد. به جز تناقضی که در صفحه 80 و 81 مشاهده می شود، کمتر اشکال متنی دیگری می توان دید.
در صفحه 80، وقتی احد برخورد امام خمینی (ره) با شاه را برای حجت بیان می کند، در آخرین سطر می خوانیم: " این حرف ها انگار آب خنکی بود که روی آتش درون حجت می ریخت. " اما به فاصله چند سطر و در صفحه 81، وقتی احد حرف هایش را ادامه می دهد، می خوانیم: " این حرف ها یک جوری اتش درونش {حجت} را شعله ور می کرد. زخم کهنه ای را تازه تر می کرد و ... "

رمان فصل کبوتر را علی رغم نقدهای موجود می توان جزو رمان های خواندنی انقلاب اسلامی نامید. به نظر می رسد ادبیات انقلاب اسلامی نیازمند نگاه انقلابی تر و ایده های جذاب تری است.