جنایتی در حق کودکان و نوجوانان، به خاطر یک مشت دلار!

یکی از غرفه های کودک و نوجوان که توجهم را جلب کرد، انتشارات پلیکان بود.

غالب کتاب های انتشارات پلیکان در ژانر وحشت و داستان های ترسناک و فانتزی ترجمه شده است. غرفه آرائی این ناشر نیز تماماً تبلیغ این کتاب ها با تصاویر شبح و اژدها و دیو و ... صورت گرفته بود.

با یکی از خانم های غرفه دار درباره انتشار این دست کتاب ها و تاثیر این داستان ها بر روح و روان کودکان و نوجوانان مباحثه کردم. می گفت این تاثیر در عده ای از بچه ها اتفاق می افتد. حتی در برخی موارد باعث کاهش ترس بچه ها می شود! برایشان مثال زدم مواردی را که از این دست داستان های ترسناک خوانده اند و دچار مشکلات اساسی شده اند. دقایقی مباحثه مان طول کشید و با غرفه دار دیگری با روی گشاده حواب می دادند.

در مجموع درباره تاثیر بد این داستان ها متقاعد شدند اما استدلال قوی و منطقی برای سوالاتم نداشتند. بجز اینکه با لبخندی ملیح گفتند: این چیزها را می دانیم اما خب، این کتاب ها فروش خوبی دارد!

2 عنوان دیگر کتاب های این ناشر، 101 راه برای ذله کردن پدر و مادرها و 101 راه برای ذله کردن معلم ها بود! درباره این 2 کتاب و تاثیر بد آنها نیز بحث کردیم. گفتم حتی عنوان این کتاب ها هم بدآموزی دارد، چه برسد به محتوای آنها!

استدلال شان این بود که درست است که صفحات اول کتاب ها راه های اذیت کردن پدر و مادرها و معلم ها را آموزش می دهد، اما در چند صفحه پایانی کتاب، به خواننده تذکر داده می شود که نباید این کارها را انجام دهد!!

شبحی در همسایگی، معجون جادویی، نارنیا، شبح بی سر، اردوگاه وحشت و ... از جمله داستانهای این ناشر است.

به بچه ها فکر نمی کنیم!

در بین ناشران کودک و نوجوان انتشارات شباویز کارهای متفاوتی دارد. این را از غرفه آرائی آن نیز می توان فهمید. رویکرد شباویز قصه و داستان است و تمام هم و غم این ناشر، تصویرگری است. حتی فونت نوشته ها هم متفاوت و بعضاً دستنویس است. به طوری که بزرگسال هم به سختی از عهده خواندن آن بر می آید، چه برسد به کودک!

از غرفه دار مسن شباویز پرسیدم: به نظرتان این فونت برای کودک یا حتی نوجوان خوانا هست؟ جواب داد: ما به خواندن بچه ها فکر نمی کنیم، به جوایز بین المللی فکر می کنیم. خیلی هم به داخل نمی اندیشیم، اصولاً به دنبال بازار خارج از کشور هستیم!

از این نوع نگاه خیلی متاسف شدم. غرفه شباویز علی رغم اسم و رسمش خلوت و سوت و کور بود. تصاویر جوایزی را هم که در جشنواره های بین المللی گرفته بودند را در غرفه کار کرده بودند.

البته محتوای داستان ها خوب و جذاب بود. رویکرد داستان های فانتزی و ترسناک ندارند. بالا بودن قیمت کتاب های شباویز هم نکته قابل توجهی است.

آثار جدید این ناشر الاغ هیزم شکن، الاکلنگ، دختر خورشید سردار رشید، قصه های غار، نهنگ کوچولو، شاه شکمو و ...می باشد.

گزارشات من از نمایشگاه کتاب 26

امسال نیز فرصتی دست داد تا  چند روزی در نمایشگاه کتاب تهران حضور پیدا کنم.

متاسفانه به دلیل مشغله کاری در طول نمایشگاه و نیز عدم دسترسی مناسب به ر ایانه و اینترنت، نتوانستم گزارش ها و مطالب روزانه خودم را از نمایشگاه بنویسم. حالا با وجود آلزایمری که جدیدا به سراغم آمده (!!!) سعی می کنم خلاصه اتفاقات و حواشی نمایشگاه را در چند پست بنویسم.

اولین نکته اینکه با وجود شلوغی نمایشگاه، اما نسبت به سال گذشته استقبال کمتری را شاهد بودم. این برداشت شخصی است، شاید وزارت ارشاد با سیستم خاصی آمار بازدیدکنندگان را احصا کند اما به نظر من استقبال کمتر از سال گذشته بود. شاید دلیل عمده گرانی کاغذ و به تبع آن کتاب باشد.

انتظار می رفت وزارت ارشاد پس از تذکر رهبری در نمایشگاه قبل، مبنی بر تلاش برای حل مشکل گرانی کاغذ، چاره اندیشی کرده و قیمت سر به هوا رفته کاغذ را پایین بیاورد. اما گویا اتفاقی که نیفتاده هیچ، قیمت ها بالاتر هم رفته است. منتظریم تا نمایشگاه سال بعد، شاهد ارزان تر شدن قیمت کتاب باشیم. همین جوری هم مردم ما عادت به مطالعه و خرید کتاب ندارند. اگر قیمت هم بالا برود که دیگر هیچ!

چقدر زود رفتی امیر...

شوکه شدم، تکان خوردم، بی اختیار زدم  تو سر خودم...

تلویزیون را که روشن کردم، تصویر امیرحسین فردی بر صفحه نمایان شد. صدا ی گوینده اخبار را نمی شنیدم. گفتم چی شده؟! این تصویر را برای مرحوم شدگان کار می کنند...؟!

زیرنویس تلویزیون آوار شد روی سرم. امیر حسین فردی نویسنده متعهد کشور در گذشت...

 

اولین چیزی که یادم آمد، مصاحبه چندی پیش فردی درباره  آماده انتشار بودن جلد دوم رمان اسماعیل، با نام " گرگ سالی "  بود.

آنها که کودکی خود را با کیهان بچه ها سیر می کردند امیرحسین فردی را خوب می شناسند. فردی هنوز برای بچه ها ارزش قائل بود و برای آنها خالصانه کار می کرد.

جایزه شهید غنی پور یادگار ماندگار فردی در عرصه ادبیات ایران باقی خواهد ماند.

امیر ادبیات انقلاب رفت. خیلی هم زود رفت...

روحش شاد