استقلال کتابخانه های عمومی؛ لازمه مدیریت بهتر و مطلوب تر

یکی از عرصه های مهم و چشمگیر فرهنگ، مطالعه و کتابخوانی است. به جرأت می توان گفت کمتر عنصری تأثیر کالای کتاب و فرهنگ کتابخوانی را در رشد و ارتقای دانش و پیشرفت فکری و عملی یک جامعه دارد. از این رو رهبر معظم انقلاب ضمن اهتمامی که شخصاً به مطالعه و کتابخوانی دارند، در بازه های زمانی متفاوت و بسیاری، اهمیت این بحث و ضروریت اهتمام مسئولین امر را به ترویج و اشاعه فرهنگ کتابخوانی گوشزد نموده اند. ایشان در دیدار سال ۹۰ کتابداران فرمودند: “باید در جامعه ترویج شود؛ و این کار بر عهده‌ى همه‌ى دستگاه‌هائى است که در این زمینه مسئولند؛ از مدارس ابتدائى بگیرید- که برنامه‌هائى باید باشد که کودکان ما را از اوان کودکى به خواندن کتاب عادت بدهد؛ خواندن با تدبر، خواندن با تحقیق و تأمل- تا دستگاه‌هاى ارتباط‌جمعى، تا صدا و سیما، تا وسائل تبلیغاتى گوناگون.”

***
یکی از متولیان اصلی و بسیار تاثیرگذار در ترویج فرهنگ کتابخوانی، نهاد کتابخانه های عمومی است. این نهاد در زمان دولت هشتم و با مصوبه مجلس از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منفک شد تا با استقلال نسبی و بصورت ویژه پیگیر مدیریت کتابخانه های عمومی کشور گردد. چرا که احساس می شد بحث کتابخانه ها در میان سایر دغدغه ها و تکالیف وزارت ارشاد کمرنگ شده و به طور شایسته ای مورد اهتمام قرار نمی گیرد و البته با استقلال نهاد، دگرگونی اساسی در وضعیت و مدیریت کتابخانه های عمومی پدید آمد.

 صرف نظر از قضاوت درباره موفقیت یا عدم موفقیت سیاست های این نهاد در گذشته، به هرحال می توان گفت هیچ نهادی به اندازه آن، نمی تواند مطالعه و کتابخوانی مردم را مدیریت کند.

چندی پیش، وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی از مصوبه دولت برای انتقال کتابخانه های عمومی به شهرداری ها با هدف کاهش تصدی گری دولت خبر داد.(اینجا) این مساله نگرانی هایی در بین برخی نخبگان و کتابداران به وجود آورد.

اگرچه وجه تسمیه این طرح به بحث قانونِ پرداختِ نیم درصد درآمد شهرداری ها به کتابخانه های عمومی  برگشته و به نوعی اکثر مخارج کتابخانه های عمومی از این طریق تأمین می گردد، اما به نظر می رسد تفاوت فاحش در سنخیت رسالت و وظایف نهاد کتابخانه های عمومی با شهرداری ها آنقدر زیاد باشد که این دلیل، چندان قابل قبول به نظر نرسد.
اگرچه در برخی شهرهای بزرگ (تاکید می شود فقط در برخی شهرهای بزرگ) شهرداری ها توانسته اند کتابخانه های خوب و استانداردی را مدیریت کنند، اما باید در نظر داشت که تعداد این کتابخانه ها کم و آن هم در چند شهر بزرگ است. لذا تعمیم دادن آن به شهرهای کوچک و به خصوص روستاها کار صحیح و معقولی به نظر نمی رسد. ضمناْ در حال حاضر بیش از ۴۰۰ باب کتابخانه روستایی در کشور وجود دارد که طبیعتاً زیر نظر هیچ شهرداری نبوده و دهیاری ها نیز امکان و توان مدیریت مالی و فرهنگی آن را ندارند.

ضمن اینکه دغدغه عمده و اصلی شهرداری ها نیز مباحث عمران و آبادی شهرها و حل معضلات فیزیکی از قبیل ساخت و سازها، پارک ها و فضای سبز، ترافیک و … است. اگرچه سازمان های فرهنگی تفریحی شهرداری ها نیز مشغول به فعالیت های فرهنگی و تفریحی هستند اما باز هم توفیق این سازمان ها تنها در چند شهر بزرگ خلاصه می شود. بنابراین بیم آن می رود که باز هم مدیریت کتابخانه های عمومی در اولویت های چندم شهرداری ها قرار گرفته  و اهتمام درخوری به آن ورزیده نشود.

آنچه که مبرهن است، این است که مدیریت کتابخانه های عمومی و در کنار آن، مدیریت مطالعه و کتابخوانی، در گرو استقلال نهاد کتابخانه های عمومی بوده و چنانچه این وظیفه سنگین در ارگان دیگری مانند شهرداری ها ادغام گردد، تبعات نامطلوب فرهنگی در پی خواهد داشت.

علاوه بر این، درصورت اجرایی شدن این طرح، به نظر می رسد نه تنها گره ای از معضلات معیشتی کتابدارانی که همیشه جزو مظلوم ترین اقشار فرهنگی بوده اند، باز نمی شود، بلکه آینده شغلی آنها نیز در هاله ای از ابهام فرو خواهد رفت!

 امیدواریم دولت محترم که داعیه دار تدبیر و امید است، به فکر راه حل مناسب تری برای مدیریت نهاد کتابخانه های عمومی باشد و با اعتبار بخشی مادی و معنوی به کتابخانه ها، وضعیت کنونی را بهبود بخشد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
* البته اظهار نظر کارشناسی مرکز پژوهش های مجلس درباره طرح اصلاح قانون تاسیس و اداره کتابخانه ها را حتما بخوانید. 

** دوستان و همکاران عزیزی که فحش های خود را آماده کرده اند دقت کنند که این مطلب بدون قضاوت درباره خوب یا بد عملکرد نهاد در چند سال گذشته نوشته شده و صرفا درباره طرح مذکور بحث شده است!!!

** درج شده در صاحب نیوز

یک ایده جالب: مهمان خود را کتابخوان کنید!

امروز در جریان کار اداری توفیقی شد تا با یکی از پرسنل مرکز تحقیقات نیروی انتظامی آشنا شوم. از درجه های نظامی سر در نمی آورم اما فامیلی اش یزدانی بود. گفتند که همسر محترمه شان نیز کارشناسی ارشد کتابداری می خوانند و درحال تکمیل و تدوین پایان نامه شان هستند و البته خیلی مشتاق ترویج فرهنگ کتابخوانی!

می گفت در منزل شان فاصله ای بین شیشه میز و میز مبلمان ایجاد کرده اند و دورتادور فضای خالی زیر  شیشه این میز کتاب چیده اند. وقتی مهمانی برایشان می رسد و چشمش به کتاب ها می افتد، تحریک می شود تا حتی برای تورق هم که شده کتاب ها را برداشته و نگاهی بیندازد.

اگر علاقه داشت که خودش کتاب را برای مطالعه می برد و اگر نه، او را تشویق می کنند که کتابی برده و مطالعه کند.

خیلی برایم جالب بود! البته ما هم به جای دکور منزل، یک قفسه کتابخانه تعبیه کرده ایم و گاه گداری مهمانی کتابی به امانت می برد، اما کار این زن و شوهر خیلی تاثیرگذارتر است.

راه های ترویج فرهنگ کتابخوانی زیاد است. مهم پیدا کردن راه است!

book

 

گوهر

یکی از کتاب های خوب نویسندگان استان یزد که متاسفانه مورد بی توجهی نهادهای فرهنگی قرار گرفته، کتاب " گوهر "  نوشته مهدی جعفری نسب اشکذری است. البته ماه ها پیش قرار بود جلسه نقد و بررسی این کتاب توسط واحد فرهنگی اداره کل کتابخانه های عمومی استان یزد برگزار شود. مقدمات کار هم انجام شده و بنده حضوری خدمت مولف محترم نیز رسیدم و با ایشان هماهنگی کردم اما گویا برنامه فراموش شد و ...

اما موضوع كتاب «گوهر» چیست؟ گوهر در واقع خاطرات خود نوشت مهدي جعفري نسب اشكذري است كه در سه فصل با نام «تا آغاز انقلاب اسلامي»، «تا آغاز دفاع‌مقدس» و «دفاع‌مقدس» نوشته شده و انتهای آن نیز با 27 عكس و  چند سند به پايان مي‌رسد.

اینها توصیف ظاهری کتابی است که من فقط دیده ام و هنوز فرصت مطالعه آن را پیدا نکرده ام. لذا در ادامه معرفی مخلوطی از چند سایت و نشریه برای آشنایی مخاطبین ذکر می گردد.

خاطرات مولف وقايع دوران انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع‌مقدس در جبهه‌ها و خانواده‌هاي درگير جنگ را در بر دارد. نويسنده، کتاب را با پيشينه خانوادگي خود، با هدف آشنايي مخاطب با خاستگاه فرهنگي و اجتماعي‌اش و نيز بينش‌ مردم اشكذر آغاز کرده است.

کتاب «گوهر» از متني ساده و روان برخوردار است. نویسنده در ابتدای کتاب يادآور مي شود که خاطراتي از جنگ و جبهه که خانواده وي و هزاران خانواده ديگر ايراني با خود دارند ، فراموش شدني نيستند . ياد ايثارها و شهادت فرزندان اين آب و خاک چنان بر جان و ذهن و روان بستگان و دوستانشان نقش بسته که جز با رفتن جان به پايان نمي رسد ؛ هر چند ساليان زيادي بگذرد و گذر زمان و چرخش روزگار همه چيز را زير و رو کند.

نويسنده کتاب گوهر در ادامه مقدمه خود، خاطرات و حوادث را عالمي معنوي مي داند که انسان ها در آن سير و سياحت مي‌کنند . خاطراتي که حديث راه پرخون است که هزاران خانواده مثل خانواده جعفري از آن گذشته اند.

مهدي جعفري نسب اين خاطرات را فقط حکايت زندگي و ازدواج و مرگ نمي داند بلکه قصه گروهي از فرزندان آدم و حوا در روزگاري به يادماندني و عبرت آموز مي داند.

فضاي كلي كتاب در اشكذر كليد مي‌خورد و نقطه آغاز كتاب، به دنيا آمدن «گوهر» در سال 1308 است. ماجرا‌هاي كتاب با بزرگ شدن وی و ازدواجش با علي و به دنيا آوردن فرزندانش تا پيروزي انقلاب و هشت سال دفاع مقدس ادامه مي‌‌يابد.

راوي خاطرات، فرزند گوهر است و ماجراها را با توجه به تمام جزیيات آن‌ها و فرهنگ مردم اشكذر بازگو مي‌كند و جريان‌هاي تاريخي سال‌هاي پیروزی انقلاب و هشت سال دفاع‌مقدس را زیر نظر دارد.

در صفحه 231 كتاب، نويسنده از حضور جنگ‌زدگان در اشكذر با توجه به فضاي اجتماعي و فرهنگي آن دوران چنين یاد کرده است: «با شروع جنگ،‌ گروهي از آوارگان و جنگ‌زدگان هم به اشكذر آمدند. آن‌ها را در خانه‌هاي سازماني و بعضي ساختمان‌هاي دولتي و جا‌هاي ديگري كه خالي افتاده بود، جا دادند.

بعضي‌هاي‌شان مختصر وسايلي با خود آورده بودند. كم و بيش با مردم اشكذر مراوده پيدا كردند؛ ولي رنگ پوست‌شان كه سياه‌تر بود، آن‌ها را در اشكذر متمايز كرده بود. اسم‌هايي داشتند مثل جاسم، ‌عبدالله، سمير.

بعضي‌هاي‌شان خيلي خوب با مردم جوش مي‌خوردند و در اشكذر ازدواج ‌كردند و كلا ماندگار شدند. رنگ سياه بعضي‌هايشان كه خيلي پررنگ بود در اوايل مردم اشكذر را به تعجب و تماشا وا مي‌داشت؛ ولي به ‌تدريج براي همه عادي شد.»

چاپ نخست كتاب «گوهر» در قطع رقعي و 366 صفحه، با شمارگان دو هزار 500 نسخه و بهاي 69 هزار ريال توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

ضد

فاضل نظری از شعرای جوانی است که اولین مجموعه شعری خود را با نام " گریه های امپراطور" در سال 1383 منتشر کرد.

مجموعه دوم اشعار ایشان دو سال بعد با عنوان " اقلیت" چاپ و روانه بازار شد.
در سال 88 با چاپ سومین اثر این شاعر جوان با نام " آن ها"، مجموعه سه گانه فاضل نظری منتشر شد که با استقبال خوب مخاطبین مواجه شد.
اما به تازگی مجموعه چهارم شعر نظری با عنوان "ضد" منتشر و در نمایشگاه کتاب سال 92 عرضه گردید که شامل غزلیات ایشان است.

در کتاب ضد، ۵۱ غزل از فاضل نظری چاپ شده که حدود ۱۰ تای آنها  بیشتر برایم شیرین نبود. آنچه که در غالب غزل های این کتاب می بینید، فضای افسرده ای است که شاید حال شما را بگیرد!

مثلا چند نمونه از مطلع غزل های این کتاب را مثال می زنم:

* غمخوار من به خانه غم ها خوش آمدی/با من به جمع مردم تنها جمع مردم تنها خوش آمدی (اولین غزل-ص ۱۱)

* من آسمان پر از ابرهای دلگیرم/ اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم (ص ۲۷)

* فردا اگر بدون تو باید سحر شود/ فرقی نمی کند شب من کی سحر شود (ص ۳۷)

* تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است/ زندگی در دوستی با مرگ عالی تر شده است(ص ۴۳)

البته چند غزل عاشقانه و دلنشین هم دارد که به دلم نشست. مثل این:

شور دیدارت اگر شعله به دل ها بکشد/ رود را از جگر کوه به دریا بکشد

گیسوان تو شبیه است به شب، اما نه! / شب که اینقدر نباید به درازا بکشد...

غزل صفحه ۷۷ با نام "عاشقان" هم نمونه عالی شعر فاضل نظری است که درباب حادثه کربلا سروده است:

با لبان تشنه آن ساعت که افتادی به خاک

لم تقُل شی سوا قُم یا اخا ادرک اخاک

مشک دور از دست گریان است و قدری دورتر

مانده در صحرا لبی خندان و جسمی چاک چاک

عندما کل یرون الموت احلی من عسل

خاک گلگون را نمی شویند جز با خون پاک

کل من فی الموکب قال خذینی یا سیوف

تشنگان عشق را از جان فدا کردن چه باک

یلمع النور الذی سماه مصباح الهدی

تا قیامت می درخشد این چراغ تابناک

داوری عادل تر از تاریخ در تاریخ نیست

نور هرگز در شب ظلمت نمی گردد هلاک