فهیمه رحیمی هم رفت...
خانم فهیمه رحیمی نویسنده رمان ها و داستان های عامه پسند ایرانی درگذشت.
شاید کمتر نویسنده ای به اندازه ایشان در عرصه داستان و رمان در بین عامه مردم شناخته شده باشد.
تعداد کتاب های او نزدیک به ۳۰ عنوان می شود و همه نیز داستان های عشقی است. چند عنوان از این کتاب ها در زمره پرفروش ترین کتاب های بعد از انقلاب در ایران است. از خداوند رحمان رحمت و مغفرت ایشان را خواستارم. این واقعه بهانه ای است برای طرح نکاتی درباره داستان های عامه پسند.

اهالی رمان و داستان می دانند که چند سالی است بحث نقد داستان های عامه پسند به طور متناوب پیگیری شده و حتی در مواردی باعث جدال طرفداران این نوع نویسندگی با کسانی که معتقدند عامه پسندها ادبیات فارسی را به ابتذال می کشاند روی داده است. اما در حقیقت هیچ کدام از این دو طیف، تاکنون دلایل و بینات روشنی برای اثبات دیدگاه خود نیاورده اند.
تکیه اصلی طرفداران داستان های عامه پسند بر پرفروش بودن و مخاطب بیشتر داشتن این نوع داستان هاست و سخن اصلی مخالفین، ضعف محتوا و صرفاْ قلم پردازی این نویسندگان است!
نهاد کتابخانه های عمومی کشور به عنوان بزرگترین خریدار کتاب در کشور نیز نگاه مثبتی به این ادبیات نداشته و مدتی است خرید و ارسال رمان های عامه پسند به کتابخانه ها را متوقف کرده است. این توقف، بسیار مورد انتقاد مخاطبین و نیز کتابداران قرار گرفته است. این انتقاد طبیعی است چرا که مطالبه مخاطب شما زیاد است و کتابدار باید پاسخو باشد.
البته این نهاد ماه هاست در حال تحقیق و پژوهش در باب داستان های عامه پسند است و قرار است به زودی نتیجه این پژوهش اعلام شود. امیدواریم کتابداران عزیز پس از این تحقیق درباره دیدگاه کارشناسان نهاد اقناع شوند.
اما نظر شخصی بنده!
حقیقتاْ تعداد کمی از این داستان ها را خوانده ام. سوای از سلیقه و ذائقه شخصی خودم که انطباقی با این نوع داستان ها ندارد، اکثر این داستان ها یک تم یا الگو دارد و آن هم ماجرای عشق زمینی مرد و زن به یکدیگر است. حال گاهی در این عشق خیانت اتفاق می افتد، گاه زنی عاشق مردی می شود، گاه چند مرد همزمان عاشق یک زن می شوند و یا چند زن شیفته یک مرد(عشق های مثلثی)، گاه دختری از والدینش فرار می کند، گاهی زن و شوهری از یکدیگر جدا می شوند و بعد از سال ها متوجه اشتباه خود شده دوباره ازدواج می کنند و ... خلاصه اینکه در تمام این داستان ها همیشه پای یک زن میان است!
فضای رمانتیک این داستان ها گاه به قدری مصنوعی و کلیشه ای می شود که حوصله خواننده سر رفته و چند صفحه جلو می رود! و خود این رمانتیک بودن نیز نقدی اساسی است بر داستان های عامه پسند! چرا که دوره رمانتیک سال های سال است به فراموشی سپرده شده و ادبیات امروز بیشتر به رئالیسم تمایل دارد تا به رمانتیسم.
قصد نقد داستان های عامه پسند را اینجا ندارم اما چند نکته و سوال مطرح می کنم:
۱- داستان ها و رمان های عامه پسند ما مدت هاست در قالب فیلم و سریال از صدا و سیما پخش می شود. سریال پرمخاطب " ستایش " نمونه بارزی از یک فیلنامه عامه پسند و عشقی بود که مخاطبین بسیاری نیز داشت. لذا حذف و برخورد شدید با این نوع ادبیات کار صحیحی به نظر نمی رسد. بهترین راه، نقدهای منصفانه و البته جدی این نوع داستان هاست.
۲- هدف و آرمان نهاد کتابخانه ها، ارتقای سرانه مطالعه ایرانیان است. این سوال مطرح است که وقتی ذائقه اکثر مخاطبین کتابخانه ها به داستان های عامه پسند میل دارد، با حذف این کتاب ها از کتابخانه ها سرانه مطالعه بالا می رود یا پایین می آید؟!
۳- در شرایط کنونی که می دانیم وضعیت مطالعه در جامعه ما بسیار اسفناک است، روش صحیح تشویق به مطالعه چیست؟ آیا می شود به یکباره رمان و داستان های مورد علاقه اکثر مردم را از دست آنها گرفت و رمان ها و داستان های انقلابی و دینی و یا حتی کتاب های عقیدتی به آنها داد؟ آیا بهتر نیست در کنار این نوع داستان ها ( که بنده نیز با رواج آنها موافق نیستم) آثار جذاب و موفقی ارائه کرد و به تدریج مخاطب را به سمت داستان های جدی و خاص ترغیب کرد؟
۴- به نظر حقیر نویسندگان عامه پسند ظرفیت خوبی هستند که باید جهت دهی شوند. قلم برخی از این نویسندگان واقعاً خوب و قوی است. مشکل اصلی در محتوای این داستان هاست. دستگاه ها و نهادهای مسئول و حتی فعالین و نویسندگان ادبیات انقلاب با نقد جدی و منصفانه این آثار با حضور نویسندگان آنها می توانند به دور و تسلسل موجود در موضوع و پیرنگ داستان ها خاتمه داده و آنها را به سمت خلق آثار بهتر و عامانه تر هدایت کنند. برخورد شدید و متاسفانه گاهی اهانت آمیز با این نویسندگان راه چاره نیست.
-------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت...
* پیشنهاد می کنم کتابداران عزیز در این باره در وبلاگ های خود نظرات شان را ارائه کنند. مطمئناً بحث جذابی می شود. معرفی و البته نقد کتاب های مرحومه رحیمی نیز جای کار دارد.
** همیشه دوست داشته ام در بین کتابداران جلسات هفتگی و ماهیانه نقد داستان و رمان تشکیل شود. می شود آیا؟!
دیروز توپ بود و تانک و سنگر و خاکریزهای خاکی و ...